عمل ظرف فهم است . [امام زین العابدین علیه السلام]
خانه | مدیریت | ایمیل من | شناسنامه| پارسی یار
فطرس
  • کل بازدیدها: 2862 بازدید

  • بازدید امروز: 5 بازدید

  • بازدید دیروز: 7 بازدید
  • پیوندهای روانه


    هفت اسمان [65]
    وعده ی اسمانی [66]
    اتاق ابی [67]
    [آرشیو(3)]

  • درباره من


    فطرس
  • اشتراک در وبلاگ


    نام:

    ایمیل:

     
  • دوستان من

    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
    lovlyworld
    علّت عاشق ز علّتها جداست/عشق اسطرلاب اسرار خداست
    شب مهتابی
  • لوگوی دوستان من












  • مشاهده اوقات شرعی


  • وضعیت من در یاهو


    یــــاهـو
  • موسیقی وبلاگ


       1   2   3   4      >
  • + صبر
    لعیا خوشمود ( 9/3/1387 ساعت 12:51 ص )

    باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش


    بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش


     


    ای دل اندر بند زلفش ازپریشانی منال


    مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش


     


    رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار


    کار ملک است انکه تدبیر وتامل بایدش


     


    تکیه بر تقوی ودانش درطریقت کافریست  


    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + اقا گمانم
    لعیا خوشمود ( 9/3/1387 ساعت 12:33 ص )

      اقا گمانم من شما را دوست... حسی غریب و آشنا را دوست... نه نه! چه می گویم فقط این که آیا شما یک لحظه ما را دوست؟ منظور من این که شما با من... من با شما این قصه ها را دوست... ای وای! حرفم این نبود اما سردم شده آب و هوا را دوست... حس عجیب پیشتان بودن نه! فکر بد نه! من خدا را دوست... از دور می آید صدای پا حتا همین پا و صدا را دوست... این بار دیگر حرف خواهم زد آقا گمانم من شما را دوست...




  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + تفألی بر حافظ
    لعیا خوشمود ( 15/2/1387 ساعت 11:28 ع )

    ساقیا در گردش ساغرتعلل تا به چند 


    دورچون با عاشقان افتدتسلل بایدش


     


     


    ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال                          


    مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + بهترینم روزت مبارک
    لعیا خوشمود ( 12/2/1387 ساعت 11:13 ع )
    سرمشقهای آب بابا یادمان رفت

    رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت

    گل کردن لبخندهای همکلاسی

    در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت

    ترس از معلم، حل تمرین، پای تخته

    آن روزهای بی کلک را یادمان رفت

    راه فرار از مشقهای زنگ اول

    ای وای ننوشتیم آقا یادمان رفت

    آنروزها را آنقدر شوخی گرفتیم

    جدیت تصمیم کبری یادمان رفت

    شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

    یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت

    در گوشمان خواندند رسم آدمیت

    آن حرفها را زود اما یادمان رفت

    فردا چه کاره می شوی؟ موضوع انشا

    ساده نوشتیم انقدر تا یادمان رفت

    دیروز تکلیف آب بابا بود و خط خورد

    تکلیف فردا نان و بابا یادمان رفت


  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + sms
    لعیا خوشمود ( 30/1/1387 ساعت 12:57 ع )

    ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم
    او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنی سوختیم


     


    هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ که روش یه قفل بود رسیدی ،‌ نامید نشو . چون اگه قرار بود باز نشه به جاش یه دیوار میذاشتن 


     


    امیدوارم زندگیت رنگارنگ باشه مثل یک جعبه مداد رنگی 24 تایی
    اما منهای رنگهای تیره . . .


    من زندگی را از درختان آموختم ، شکست را پذیرفتم و بار دیگر چون آنان جوانه زدم


     


    آنچنان جای گرفتی تو به چشمو دل من ، که به خوبان 2 عالم نظری نیست مرا . . .


    دلتنگمو دیدار تو درمان من است
    بی رنگ رخت این زمانه
    زندان من است . . .




    هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد . . .




    خواهم که قلب گرمت آماج غم نگردد
    باغ دلت الهی دشت ستم نگردد
    اشک ندامت ای
    کاش از چشم تو نبارد
    دنیای آرزویت مرداب غم نگردد.


     


    یا رب العالمین !
    کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را
    کی بوده ای نهفته که تمشا کنم تو را
    غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور
    پنهان نگشته ای  که هویدا کنم تو را
    با صد هزار جلوه برون آمدی که من
    با صد هزار دیده تمنا کنم تو را . . 


     



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + کاش .......
    لعیا خوشمود ( 12/12/1386 ساعت 6:44 ع )

    کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود             توی بازار صداقت کمی ارزانی بود


    کاش اگر محبتی به هم میکردیم                      مختصر بودولی ساده وپنهانی بود



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + حالمان بد نیست
    لعیا خوشمود ( 12/12/1386 ساعت 6:36 ع )

     

    حالمان بد نیست غم کم می خوریم

    کم که نه هر روز کم کم می خوریم

     

    در میان خلق سر در گم شدم
    عاقبت آلوده ی مردم شدم


    آب می خواهم سرابم می دهند
    عشق می خواهم عذابم می دهند


    بعد از این با بی کسی خو می کنم
    آنچه در دل داشتم رو می کنم

    برگرفته از  اnikoo86.blogfa.com/)


     


  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + دل به پاییز نسپرده ایم
    لعیا خوشمود ( 12/12/1386 ساعت 6:26 ع )

    سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
    ولى دل به پائیز نسپرده ایم
    چو گلدان خالى لب پنجره
    پر از خاطرات ترک خورده ایم
    اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
    اگر خون دل بود، ما خورده ایم
    اگر دل دلیل است، آورده ایم
    اگر داغ شرط است، ما برده ایم
    اگر دشنه دشمنان، گردنیم
    اگر خنجر دوستان، گرده ایم
    گواهى بخواهید، اینک گواه
    همین زخم هایى که نشمرده ایم!
    دلى سر بلند و سرى سر به زیر
    از این دست عمرى به سر برده ایم



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + خاطراتمان چه بلا تکلیف اند
    لعیا خوشمود ( 2/12/1386 ساعت 1:43 ع )

    میگویی برای قلبت دامی پهن کرده ام تا دوباره


    عاشقت کنم عزیزکم تا به حال .....کسی اینگونه کلاغ هم نگرفته است


     


    من هرروز در تلاشم تا خاطرم بماند وتو هرشب دعا میکنی که فراموش کنی


    خاطراتمان چه بلا تکلیف اند...


     



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + صحنه ی یکتا ی هنرمندی
    لعیا خوشمود ( 2/12/1386 ساعت 1:34 ع )

    زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست


     


     


                                              هر کسی نغمه ی خود خواند واز صحنه رود صحنه


     


     


    پیوسته بجاست خوش تر ان نغمه که مردم بسپارند به یاد



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + من بدو ن تو به زور و به اجبار نفس میکشم
    لعیا خوشمود ( 19/11/1386 ساعت 1:34 ع )

    من کنار دیوار


    ودر این هبوط سرد


    غرق میشوم ودلم می خواهد


    تو را صدا کنم وبدانم هستی


    و میشنوی ومیبینی ومیدانی


    که من به زور وبه اجبار


    بدون تو نفس میکشم


    اینو دوست گلم زهرا جون نوشته


    امیدوارم ناراحت نشه که اینو تو سایتم نوشتم


     



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + خیلی قشنگه مگه نه؟
    لعیا خوشمود ( 2/11/1386 ساعت 2:2 ع )

    ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟!



    عشق چیزی جز ظهور مهر نیست ....
    عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛ عشق یعنی کوشش بی ادعا ....
    عشق یعنی مهر بی اما اگر ؛ عشق یعنی رفتن با پای سر .....
    عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛ عشق یعنی جان من قربان اوست ....
    عشق یعنی خواندن از چشمان او ؛ حرفهای دل بدون گفتگو .....
    عشق یعنی عاشق بی زحمتی ؛ عشق یعنی بوسه بی شهوتی .....
    عشق ، یار مهربان زندگی ؛ بادبان و نردبان زندگی .....
    عشق یعنی دشت گلکاری شده ؛ در کویری چشمه ای جاری شده .....
    یک شقایق در میان دشت خار ؛ باور امکان با یک گل بهار .....
    در خزانی برگریز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرین برگ درخت .....
    عشق یعنی روح را آراستن ؛ بی شمار افتادن و برخاستن .....
    عشق یعنی زشتی زیبا شده ؛ عشق یعنی گنگی گویا شده .....
    عشق یعنی مهربانی در عمل ؛ خلق کیفیت به زنبور عسل .....
    عشق یعنی گل به جای خار باش ؛ پل به جای اینهمه دیوار باش .....
    عشق یعنی یک نگاه آشنا ؛ دیدن افتادگان زیر پا .....
    عشق یعنی تنگ بی ماهی شده ؛ عشق یعنی ماهی راهی شده .....
    عشق یعنی آهویی آرام و رام ؛ عشق صیادی بدون تیر و دام .....
    عشق یعنی برگ روی ساقه ها ؛ عشق یعنی گل به روی شاخه ها .....
    عشق یعنی از بدیها اجتناب ؛ بردن پروانه از لای کتاب .....
    عشق یعنی .....................................................................................




  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + شیرین ترین واژه ی زندگی
    لعیا خوشمود ( 2/11/1386 ساعت 2:0 ع )

    شیرین ترین واژه ی زندگی


    حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم


    همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی


    تو نه مثل افتابی که حضور وغیبت افتد دگران روند و


    ایند وتو همچنان که هستی



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + اطمینان ایمان وامید
    لعیا خوشمود ( 1/11/1386 ساعت 5:53 ع )

    اطمینان



    روزی اهل روستا تصمیم گرفتند برای باریدن باران دعا کنند در روز مقرر همه گرد امدند وفقط یک پسربچه با خودش چتر اورده بودوبه این میگویند اطمینان


    ایمان


    ایمان همچو کودکی است 1ساله که وقتی شما او را به هوا میاندازید میخندد چون میداند که شما او را خواهید گرفت


    امید


    هرشب به رختخواب میرویم بدون هیچ تضمینی برای اینکه فردا صبح از خواب بیدار میشویم با این وجود برای روز اینده کلی برنامه ریزی داریم پس اطمینان کنید به خداوند ایمان داشته باشید وهیچوقت ناامیدنشوید



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
  • + درمورد عنوان وبلاگم
    لعیا خوشمود ( 16/9/1386 ساعت 5:30 ع )

    فطرس نام فرشته ای می باشد که بالهایش آتش گرفت وسوخت واین فرشته با تماس دادن بالهایش به قنداقه امام حسین(ع) شفا پیداکرد


     



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================
       1   2   3   4      >

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    [9/3/1387- 12:51 ص] صبر
    [9/3/1387- 12:33 ص] اقا گمانم
    [15/2/1387- 11:28 ع] تفألی بر حافظ
    [12/2/1387- 11:13 ع] بهترینم روزت مبارک
    [30/1/1387- 12:57 ع] sms
    [12/12/1386- 6:44 ع] کاش .......
    [12/12/1386- 6:36 ع] حالمان بد نیست
    [12/12/1386- 6:26 ع] دل به پاییز نسپرده ایم
    [2/12/1386- 1:43 ع] خاطراتمان چه بلا تکلیف اند
    [2/12/1386- 1:34 ع] صحنه ی یکتا ی هنرمندی
    [19/11/1386- 1:34 ع] من بدو ن تو به زور و به اجبار نفس میکشم
    [2/11/1386- 2:2 ع] خیلی قشنگه مگه نه؟
    [2/11/1386- 2:0 ع] شیرین ترین واژه ی زندگی
    [1/11/1386- 5:53 ع] اطمینان ایمان وامید
    [16/9/1386- 5:30 ع] درمورد عنوان وبلاگم
    [همه عناوین(60)]

    =============================================================